الشيخ البهائي العاملي
54
جامع عباسى ( با حواشي هشت فقيه واليمقام ) ( طبع جديد ) ( فارسى )
زيادتى خون حيض نيست . و بدان كه زن يا عادت مقرّر دارد يا نه ، و آن كه عادت مقرّر ندارد يا نوبت اوّل است كه خون حيض مىبيند يا نه . پس اگر خون از ده روز بگذرد و عادت مقرّر [ 1 ] داشته باشد همين ايّام عادت او حيض است ، و در باقى روزها تا ايّام عادت [ 2 ] رسيدن عمل استحاضه [ 3 ] كند ، بهطريقى كه بعد از اين مذكور خواهد شد . و اگر نوبت اوّل است كه حيض ديده و متّصل مىآيد ، ملاحظه نمايد اگر خون او در بعضى اوقات شبيه به حيض است و در بعضى اوقات شبيه به حيض نيست پس بر او لازم است در اوقاتى كه خون او شبيه بهحيض است نماز و روزه را ترك كند ، و در اوقاتى كه خون او شبيه به حيض نيست عمل استحاضه كند ، به شرط آنكه در اوقاتى كه خون او شبيه به حيض است از سه شبانه روز كمتر و از ده شبانه روز بيشتر نباشد . و اگر خون او هميشه به يك طريق باشد ، در اينصورت ايّام حيض خود را بهطريق ايّام عادت اقوام خود داند اگر عادت ايشان موافق يكديگر باشد خواه اقوام پدرى و خواه اقوام مادرى مثل خواهر و عمّه و خاله و دختران ايشان ، و باقى ايّام را استحاضه داند . و اگر عادت ايشان مختلف باشد عمل كند بهعادت اكثر [ 4 ] ايشان . و اگر اكثر هم
--> [ 1 ] - يعنى عادت وقتيّه ، و اگر عدديّه تنها باشد همان عدد را بايد حيض قرار داد در هر وقت كهخواهد از اوّل خون يا وسط يا آخر آن ، و اگر وقتيّه تنها باشد و نبوده باشد از براى او عادت اقوام ده روز بايد حيض قرار داد مادامى كه علم نداشته باشد به عدم حيضيّت بعضى از آنها ، والّا مقدارى كه ممكن است از ده روز . ( خراسانى ) [ 2 ] با فرض استمرار خون . ( دهكردى ، يزدى ) [ 3 ] حكم با مستحاضه در باقى روزها مطلقاً صحيح نيست ، به جهت اينكه در فرض مذكور صورى است مختلفه ، پس در بعض صور حكم همان است كه در متن ذكر شد ، و در بعض ديگر نحو ديگر است و مجالى از براى تفصيل نيست . ( كوهكمرهاى ) [ 4 ] در اكتفاء به اكثر اگر غير اكثر خيلى نادر بوده باشد اشكال است . ( خراسانى ) * در عمل كردن به عادت اكثر اقوام خود با اختلاف آنها در عادت ، و همچنين در رجوع به عادت هم سالان احوط ، بلكه اقوى اعتبار حصول ظنّ است ، پس عمل نمايد به مظنّه